نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

مرتضی تاب نیاورد و بدون دوستش راهی جبهه شد

مرتضی تاب نیاورد و بدون دوستش راهی جبهه شد

محمد نبی مرا ببخش کعه بدون اطلاع شما به جبهه رفتم چون شما در جبهه حضور داشتند و من دیگر بیشتر از این نمیتوانستم منتظر بمانم...
نگاه مادرش بارانی شده بود!

نگاه مادرش بارانی شده بود!

شبی را که پرویز گفته بود: می خواهم بروم، و نگاه مادرش بارانی شده بود به خاطر آوردم گفتم: نرو سن و سالت هنوز خیلی کم است همین جا بمان. مادرت نگران است.
در قنوت نمازش دعا را با گریه می خواند!

در قنوت نمازش دعا را با گریه می خواند!

زندگی به سبک شهدا از شهید «ابوالفضل راه چمنی» که در صفحه اینستاگرام شهید به اشتراک گذاشته است، در سایت نوید شاهد منتشر شد.
دلبسته خدمت!

دلبسته خدمت!

هنوز یک سالی به سربازی شهید مانده بود که ایشان اصرار داشتند که حتماً به سربازی بروند هر چه گفتم هنوز زود است و به موقعش حتماً خبرت می کنند، گفت نه من باید این سری با دوستانم بروم و همین کار را هم انجام داد و عازم جبهه شد.
حضوری که در جلسه دفاع پایان نامه آبرو بخشید

حضوری که در جلسه دفاع پایان نامه آبرو بخشید

دوست دارم اگر گذرم به کتابخانه دانشکده دامپزشکی دانشگاه افتاد، پایان‌نامه‌‌ام را از کتابخانه بگیرم و در صفحه تقدیم‌نامه نام محمودرضا را کنار نام بلند شهید باکری که پایان‌نامه را تقدیم او کرده‌ام اضافه کنم.
ویژه نامه شهیدان «اسماعیل و ابراهیم خوش سیر»

ویژه نامه شهیدان «اسماعیل و ابراهیم خوش سیر»

سایت نوید شاهد شهرستان های استان تهران اولین ویژه نامه دو شهیدی که شامل مجموعه ای از مطالب پربیننده از زندگی نامه، وصیت نامه، دستنوشته و نامه شهیدان خوش سیر را در اختیار کاربران قرار داده است.
آخرین اخبار