شهید تیرماه
چهارشنبه, ۰۶ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۲
شهید مهدی خیبر در سال 1353 در شهر مقدس قم متولد شد و در تیرماه سال 1390 در منطقه سردشت به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

بسمه تعالی

مصاحبه با خواهر بزرگ  شهید مهدی خبیر

*لطفاً از خاطراتی که از دوران کودکی ایشان وجود دارد( شیطنتها ، شیرین کارها، عبادتها و...) برایمان بفرمائید؟

از کودکی حساس بود و مسئولیت پذیر از همان کودکی مرد کوچک بود .

همراه پدرم به مغازه می رفت و احساس مسئولیت می کرد هیچ وقت اجازه نداد مادرم یا کسی همراهش به مدرسه برود و یا چون تک فرزند بود خود را لوس کند و یا توقع چیزی داشته باشد و البته نسبت به ما خواهرانش حساس بود که تنها بیرون نرویم یا خرید بیرون را انجام دهیم زود رنج بود و خیلی زود چشمانش بارانی می شد . به اندازه خرید می کرد و از خرید اضافی بیزار بود.

 

* فعالیتهایی که ایشان در دوران نوجوانی داشته اند اعم از فعالیتهای انقلابی ، قرآنی و مذهبی چه بوده است؟

در نوجوانی یعنی حتی قبل از اینکه به تکلیف برسد در نماز جماعت محل شرکت می کرد اذان گو(مکبر) مسجد بود در مدرسه عضو ثابت انجمن های دانش آموزی بود و در ایامی که روزهای خاص بود مثل شب 22 بهمن که اعلام می شد به پشت بام بروند و الله اکبر بگویند همه بچه ها و جوانان و کودکان فامیل را جمع می کرد و با مراسمی خاص الله اکبر می گفتند . و علاقه خاصی به این امر داشت و در راهپیمایی ها شرکت می کرد و در عزاداری ها پایه ثابت بود .

 

* وضعیت تحصیلی ایشان در دوران تحصیل چگونه بود ؟

برادرم بدون کمک دیگران و حتی من که خواهر بزرگتر او بودم درس می خواندند و چون نسبت به همه کاری مسئولیت پذیر بودند درس را به عنوان یک مسئولیت به نحو احسن انجام می داد .

 

* خاطراتی که از دوران جوان ایشان (دانشجویی ) موجود است چیست ؟

در دوران دانشجویی بسیار  فعال  بودند البته در مورد کارها و برنامه هایش زیاد صحبت نمی کردند و چند سال بعد وقتی که از او خواستم که فرزندم ( که دانشجو است ) نصیحت کند ( فرزند من به نظرم توقع مالی زیادی از خانواده داشت ) او به طور دوستانه برایش توضیح داد که در سالهای دانشجویی چگونه با کمترین هزینه به اهدافش رسیده و این دوران را به بهترین نحو ممکن طی کرده و حتی چگونه کمک حال خانواده بوده است که البته صحبتهای او تاثیر به سزایی در رفتار فرزندم داشت .

 

* برایمان از چگونگی ازدواج ایشان (نحوه خواستگاری مراسمات و ...) بگوئید؟

بدلیل ازدواج فامیلی که داشتند و همسرشان از اقوام نزدیک ما هستند طی مسئولیتی که پدرم به من دادند تا نظر نهایی برادرم را در مورد کاندیدای مورد نظر از او سوال کنم که البته برادرم با توجه به حیایی که داشت و دلایلی که عنوان کرد از قبیل سربازی درس نا تمام و وضعیت کار او ،  اظهار داشتند اگر در آینده مشکلات فوق حل شود با این ازدواج موافق می باشند که البته پدرم بعد از اطلاع از رضایت برادرم تمام مراسم را به نحوی ساده که مورد نظر هر دو بود برگزار کردند .

 

* نحوه رفتار ایشان در منزل با همسر و فرزندان ؟

برادرم اصلاً اخم و دعوا و خشونت در ذات او نبود من  یک روزی که به یاد دارم نه در منزل پدرم و نه در منزل خودش با هیچ کس اخم یا خشونت و ناراحتی ندیدیم .

 

* لطفاً از چگونگی تعامل ایشان با اقوام وفامیل بفرمائید؟

بیشتر وقت او در کار و کار و کار در زندگی خلاصه می شد ولی در ایام تعطیل و یا اعیاد به اقوام سر می زدند و احیاناً اگر مشکلی داشتند و او در توانش بود مضایقه نداشت وبی هیچ منت و توقع چشم داشتی انجام می داد .

 

* میزان اثر گذاری ایشان در میان اقوام و فامیل خصوصاً جوانان به چه اندازه بود؟

برادرم چون خودش از نسل جوانان بود و هم فکر آنها به بچه ها و نوجوانان و جوانان خیلی دوست ورفیق بود و از اطلاعات خوبی برخوردار بود و خیلی زود با آنها صمیمی می شد . و می دانست از چگونه و از چه راهی باید وارد شود که میزان اثر گذاری او خیلی زیاد باشد حال که نسبت جوانان فامیل و همکاران جوان او این خلل را احساس می کنند برای فرزندان من نه تنها دایی بود بلکه یک مونس رفیق و دوست خوب بود هم در زمینه اخلاقی هم ورزشی و هم درسی و در زمینه رفع مشکلات جوانان پشتکار داشت و تا رفع مشکل از پای نمی نشست .

 

* علت پیوستن ایشان به سپاه پاسداران چه و چگونه بود ؟

از ابتدای نوجوانی روحیه کمک به میهن و خدمت به مردم در تمام سلولهای بدنش موج میزد . در مدرسه کمک به همکلاسان و معلمان در خانه کمک به پدر ومادر و در خانه کمک به همسر وفرزندان و در کار کمک به خدمت به میهن تا جایی که جانش را در این راه مضایقه نکرد طی گزینش که بعد از سربازی از او به عمل آمد و مراحل قانونی و استخدامی و طبق مدرکی که داشت به سپاه ملحق شد .

 

* آیا ایشان صحبتهایی در مورد شهادت و شهادت طلبی در میان اقوام و آشنایان داشته اند؟

وقتی از او سوال می کردم تو تنها فرزند پسر خانواده هستی پدرم و ما خواهرها بعد از تو پشت و پناهی نداریم چرا به سپاه ملحق شدی سپاه خطر ناک است می گفتند : فقط در لباس سپاه می توانستم تا آنجا که می توانم و از دستم بر می آید به مملکتم خدمت کنم و اگر لیاقت شهادت داشتم شهید شوم شما باید فقط و فقط به خدا توکل کند .

 

* آخرین روزهای حضور میان خانواده چگونه بوده است؟(خرین تماسها )

ایشان درآخرین روزی که او را دیدم روز 13 رجب مصادف با روز پدر بود که برای دست بوس پدرم به منزل آنها آمده بود .

 

* رفتار  ایشان با پدر و مادر و خواهرانشان چگونه بود؟

رفتار او با پدر ومادر و خواهران و شوهر هایمان بسیار صمیمی و دوستانه بود و برای همه حتی کوچکترها احترام خاصی قائل بود چه برسد به بزرگترها و هر کاری که از دستش می آمد برای ما انجام می داد و هیچ کس از او بدی و اخم و خشم وناراحتی ندیده است .

 

* چگونه از شهادت برادرتان مطلع شدید؟

روز جمعه 30 تیر ساعت 10 صبح مادرم با من تماس گرفت و با گریه اظهار داشت که مهدی رفته هنوز صدای او در گوشم است مهدی برای همه ما خیلی خیلی عزیز هست و بود ، حتی تحمل کوچکترین ناراحتی او را نداشتیم برادرم یک آلرژی خفیف داشت همه ما وقتی او دچار این حالت می شد رنج می بردیم . اگر یک موی سفید در سر او می دیدیم عذاب می کشیدیم نمی دانم خداوند چگونه به ما صبر عطا کرد بعد از دیدن مهدی بدون دست و پا وصورت  زخمی او هنوز نفس می کشیم فقط امید وارم که شفیع ما باشد و در جوار ائمه و آقا امام حسین محشور شود و شاد باشد و روحش برای عزیزانش در رنج و عذاب نباشد .

 

* اگر خوابی از ایشان دیدید بفرمائید؟

پسرم چند روز بعد از شهادت او خواب دید که سفارش فرزندش امیر علی را به او می کند چند بار در خواب دیده شده برای مجالس مذهبی در حال طبغ غذا و پذیرایی از عزاداران امام حسین بوده است .

 

* آیا سفارشی از ایشان به یاد دارید ؟

چند بار که من از دست دنیا و مشکلاتش شکایت کردم فقط معتقد بود و نصیحتم می کرد باید به خدا امید وار بود و فقط از او کمک خواست نه غیر از خدا و با عمل خود به ما نشان می داد در هیچ جا و از هیچ کس نباید توقعی داشت و همه چیز را از خدا بخواهیم و به او توکل کنیم.

 

* در مقابل سختیها و ملایمات چگونه عمل می نمودند؟

در مقابل سختیها و ناملایمات با صبر وگذشت و توکل به خدا

 

* نظر ایشان در خصوص ساده زیستی و وضعیت زندگی خود چگونه بود؟

مهدی برادرم اصلاً در وادی دنیا نبود ، دنیایی نبود . از کودکی تا نوجوانی و جوانی من تا به حال ندیدم طبق مد آن روز آن وقت که جوان ها می پوشیدند لباس بپوشد و یا موهایش را آرایش کند من معتقدم اصلاً جوانی نکرده است و در زندگی همیشه ساده بود ساده می پوشید و همه را به سادگی دعوت می کرد.

 

* نحوه رفتار و تعامل ایشان در محل زندگی خود چگونه بود ؟

تا آنجا که من اطلاع دارم و جزء خصوصیات اخلاقی او بود رفتارش با دیگران صمیمی بود بخصوص قشر جوان و نوجوان و در محل زندگی رعایت اصول اخلاقی را می کرد .

 

* خصوصیات بارز اخلاقی و معنوی ؟

برادرم فوق العاده ساده ، راستگو و صادق بود و بیش از اندازه گذشت داشت و در کارها پشتکار فراوان داشت به هیچ وجه اهل غیبت نبود و همیشه سر در کار خود بود آرام صحبت می کرد دلسوز همه بود و اگر کاری از دستش بر می آمد انجام می داد محتاط بود برای تمام وقتش ارزش خاصی قائل بود  و در زیارت عاشورا و اذکار روزهای هفته مداومت داشت .

منبع: اسناد و مدارک موجود در ارشیو فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده