شهید مرداد ماه
دوشنبه, ۰۱ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۳۲
شهید غلامرضا بی پناه یزدی فرزند ابوالفضل در سال 1342 در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود و در مرداد ماه سال 1364 در منطقه عملیاتی چنگوله به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

 

وصیتنامه: غلامرضا بی پناه یزدی             

و من یخرج بیته مهاجراً الی الله و رسول ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفوراً رحیماً.

آن کسی که مهاجر بسوی خدا و رسولش از موقع و مکان خویش روان گردد و مرگ او را فرا رسد به تحقیق که پاداش او با خداست و خدا پیوسته بر خلق آمرزنده و مهربان است.

 

        ما رهروان مذهب سرخ شهادتیم               ما پیروان مکتب حق  و امامتیم

 

«بنام خداوند ایزد منّان»

بنام او که همه چیزم باوست ـ بنام او که زندگیم در جهت اوست ـ زنده به اویم و بنامش که زندگیم بخاطر اوست و شدنم در جهت اوست و معشوق و معبودم اوست و آفریده شدن، پرتوی بر دیگر موجوداتم اوست که می گویم:

 

شهادت سرآغاز پایندگی است           نترسم ز مرگ که خود زندگی است

 

خدا را شکر می کنم که سالهای عمرم را  تا فرا رسیدن یوم الله دیگری است که پیرو یوم الله حسین (ع) می باشد همان یوم الهی که یکهزار و سیصد و اندی سال قبل از حسین (ع) در میدان شهادت آفرید ندای هل من ناصراً ینصرنی را سر داد اینک می گوئیم حسین جان در فضای گرم، خونین کربلای ایران دست مردانگی مشت کرده و به ندای غریبی و تنهائیت لبیک میگوئیم.

سلام و درود بر یکتا منجی عالم بشریت یگانه پرچمدار جهانیان امام مهدی (عج) و درود بر تو ای روح خدا و بر تو نائب مهدی (عج) و بر تو ای فرزند حسین بن علی (ع) و بر تو ای نور جماران و بر تو ای امیر مستضعفان و در هم کوبنده کاخ ستمگران جهانی امام خمینی و با سلام برشهدا ـ مفقودین ـ مجروحین ـ مصدومین ـ مریضان ـ معلولین ـ اسراء ـ رزمندگان اسلام خدمتگزاران همیشه حاضر در صحنه های نبرد حق علیه باطل و کفر و کفار جهانی انشاء الله.

خدایا من یک بنده گناهکار بیش نبودم و حالا آمده ام تا به ندای (هل من ناصر ینصرنی) حسین بن علی (ع) و فرزندش خمینی بت شکن لبیک گویم چون تا بحال مرده بودم و اکنون آمادۀ جهاد و شهادت هستم. خداوندا ترا به محمّد (ص) و آلش قسم می دهم شهادت این فیض عظیم را گر چه ارزش آنرا ندارم نصیبم کن و مرا در صف شهداء صدر اسلام تا بدر الی آخر قرار بده.

ای پدر، مادر و ای کسانی که وصیت نامه مرا می خوانید گمان نبرید که آمدن من به این جبهه ها فرار از مادیات و مشکلات و زحمات دنیوی بوده، بخدائی که بالای سرمان است و نظاره گر بر اعمال همۀ ماست قسم یاد میکنم تنها چیزی که مرا بدین جا کشاند فقط و فقط بخاطر رضای باری تعالی و قدم نهادن به دانشگاه عمل الهی بوده که دست  عنایت حضرت ولی عصر (عج) در این جبهه ها و سنگرهاست. جبهه ها مکتب انسان سازی است، نور خدا در آنجا متجلّی است. سنگر تجلیگاه عشق است. ای عزیزان شهادت همچون میوه ای است که نمی توان آنرا کامل از درخت چید و شهید آگاه است که برای وصول به این آگاهی باید سرمایه گذاری عظیمی بکند باید خدا و قرآن خویش را شناخته و با پوست و گوشت خود آنرا لمس کند و یا از مرحلۀ ایمان جهاد گذشته تا مرز شهادت برسد. منطق شهید از یک طرف عشق الهی است و از طرف دیگر منطق اصلاح اجتماع است.

 

        شهیدان زنده اند الله اکبر        بخون آغشته اند الله اکبر

پدر، مادرم از شهادت من هیچ ناراحت نباشید زیرا من چیزی را که مدّتها در پی آن بوده ام و بالاخره سعادت پیدا کردم و آنرا یافته ام البتّه اگر در درگاه خداوند مورد قبول باشد.

ای پدر ارجمندم ـ مرا حلال کن و با استقامت، شجاعت از اسلام و ولایت فقیه دفاع کن و سعادت شما را در دو سرا از ایزد منّان خواستارم.

ای مادر مهربانم، افتخار کن که پسرت در راه اسلام شهید شده است اگر خواستی برایم گریه کنی بیاد امام حسین (ع) و 72 تن از یاران با وفای او که در کربلا از جان خود گذشتند گریه کن.

ای برادران گرامیم: پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا باشید و تمامی فرامین امام را بجان دل پذیرا باشید و زمان، زمان حسین (ع) است و ایّام، ایّام عاشورا و با اعمال نیک خود الگوئی باشید برای جوانان و دوستانتان، و اگر نتوانستید به جبهه ها بیائید سلاح در برگرفته و بر علیه دشمنان اسلام و قرآن بجنگید.

ای خواهران عزیزم: هرگز در تشییع جنازه من گریه نکنید، زیرا گریۀ شما باعث خوشحالی دشمن است لیکن جشن بگیرید تا کوردلان بدانند ما سعادت را در شهادت میدانیم. حجاب عفت پاکدامنی را سرلوحۀ زندگی خودتان قرار دهید و همیشه زینب وار زندگی و مبارزه کنید و پیام شهیدان راه خدا را بگوش جهانیان برسانید و فرزندانتان را چنان تربیت کنید که هر کدام مبارزی باشند در راه خدا و ادامه دهنده راه شهیدان.

ای خانواده گرامیم: عزیزان ـ دوستان ـ ملّت حزب الله من کوچکتر ازآنم که بخواهم به شما سفارش بکنم لذا وظیفه میدانم مطالبی برایتان بگویم دست از اصل امامت و رهبری و ولایت فقیه برندارید زیرا رهبری امامت است که ما را از ظلم و ستم نجات داده و همواره از انحراف مردم جلوگیری می نماید. سعی کنید ترا بجان عزیزانتان علی وار بر علیه همه دشمنان داخلی و خارجی اسلام و این انقلاب بخروشید و انقلاب را به سرتاسر گیتی برسانید چون هم اکنون ما پرچمدار اسلام هستیم و باید آنرا همه گیر کنیم و برای فقط این پرچم مبارزه کنیم.

بخدا قسم آمریکا و شوروی بدرد ما نمی خورند اسلام و قرآن بدرد ما می خورند سعی کنید از دین خدا پاسداری کنید. فراموش نکنید. گول دنیای فریبنده را نخورید که ریشۀ تمام گناهان حبّ الدّنیا است.

در روضه های چهارده معصوم و امام حسین (ع) و زیارت مطهّر معصومین و دعاهای توسّل و کمیل و دیگر ادعیّه شرکت نمائید.

ای پدر، مادر و ای کسانیکه مرا بزرگ کردید و ای کسانیکه از طریق اسلام به من وابسته اید اگر توانستم خدای خود را ملاقات کنم و یا به عبارتی دیگر اگر به تنها راه سعادت یعنی شهادت مفتخر شدم هر قطره اشک شما تاولی بر پیکرم است و گناهی به گناهانم می افزاید ولی هر تکبیری که بجای اشک شما در آسمان طنین افکند گناهی از گناهانم را به اذن و خواست پروردگار شاید خنثی سازد.

ای خانواده گرامیم، همسنگرانم، دوستان، ملّت و امّت شهید پرور حزب الله فکر کنید چه کسی بانی این انقلاب شده و این شور را در شما قرار داده است تا بتوانید تمامی طاغوتیان را نابود کنید کی بود آیا یادتان رفته است می دانم نرفته، پس دعا به آن مرد آزاده یادتان نرود دعا بجان امام را می گویم نگذارید امام تنها بماند گفته هایش را جامۀ عمل بپوشانید. شهدا، مجروحین، مفقودین، مصدومین، معلولین، مریضان، اسراء و رزمندگان را از یاد نبرید. هر شب جمعه سر خاک شهدا و مفقودین بروید شرکت در سخنرانیها و نمازهای جمعه، جماعت و دعاهای توسّل و کمیل و ادعیه دیگر کنید. سرکشی به خانواده شهداء ـ مفقودین ـ اسراء و عیادت مجروحین و مصدومین و مریضان و معلولین یادتان نرود.

ای همسنگران و ای نیروهای مسلّح تا می توانید در جبهه ها پیشروی کنید وحدت بین یکدیگر را حفظ کنید. بیشتر بیاد خدا باشید، و با اعمال نیکتان سرلوحه وجودتان قرا ردهید و همین اعمال شایسته، برگزیده شماست که موجب شکست دشمنان است. کسانیکه با من بودند در دنیای فانی و برخوردهای ناشایست و بدخلق را بر من ببخشایند تا راه آمرزش گناهان هموار باشد از رزمندگان و همسنگران می خواهم هرگاه راه کربلا باز باشد و بپای قبر حسین بن علی (ع) نماز جماعت به امامت فرزندش پیر جماران خمینی بت شکن رفتید و یادی از من در کنار مرقد و صف جماعت بکنید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

العفو، العفو، العفو

خدای منان

مرا ببخش، ببخش، ببخش

               

پدر خوب است و مادر نازنین است   

        برادر خواهر میوه روی زمین است

قدر یکدیگر بدانید که در آخر جای ما زیر زمین است

 

فان الجهاد باب من ابواب الجنة فتحة الله لحافة اولیائة.

جهاد، دری است از درهای بهشت، که خداوند آنرا برای بندگان مخصوص خود باز کرده است. (نهج البلاغه خطبه 27)

منبع:اسناد و مدارک موجود در آرشیو فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم.

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده