نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
آرشیو
قدم نهادن در راه «اسلام» بهترین راه است

قدم نهادن در راه «اسلام» بهترین راه است

بدانید که راه درست همین است، که قدم در راه اسلام و مسلمین گذاشت و این دنیای فانی را به سرای باقی ترجیح ندهید. آنان که رفتند و قدم در راه درست نهادند کاری حسینی کردند شما نیز حرکتی زینبی کنید
جنگ تحمیلی، جنگ «کفر» و «ایمان» است

جنگ تحمیلی، جنگ «کفر» و «ایمان» است

اگر خدا می‌خواست از کافران انتقام می‌کشید و هم را بی زحمت جنگ شما هلاک می کرد و در بین این جنگ کفر و ایمان برای امتحان خلق به یکدیگر است و آنانکه در راه خدا کشته شدند خدا هرگز رنج و اعمالشان را ضایع نگرداند.

سه شهید؛ سهم خانواده دستواره در یک سال

"بعد از شهادت حاج عباس کریمی در عملیات بدر، مدتی مسئولیت و لشکر به عهده‌ی حاج سیدرضا دستواره گذاشته شد. هر چه مادر حاج رضا و پدرش به او می‌گفتند و از او می‌خواستند تا نامه‌ای به ارتش بنویسد مبنی بر این که محمد فراری نبوده و چون یگانش در ارتش به خط مقدم نمی‌رفته، او به بسیج آمده تا به عملیات برود، حاجی قبول نمی‌کرد."
روایتی تا رسیدن به پادگان دوکوهه به قلم شهید «گل کوند»

روایتی تا رسیدن به پادگان دوکوهه به قلم شهید «گل کوند»

ما در روز دوشنبه پس از اعزام شدن از ورامين به پادگان توحيد رفتيم و پس از آنجا به شاه عبدالعظيم رفتيم و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را در آنجا خوانديم. و پس از زيارت كه جای شما خالی بود به پادگان امام حسن واقع در تهران رفتيم و شب را در آنجا گذرانديم...
پیام تبریک شهید «گل کوند» به مناسبت دهه فجر

پیام تبریک شهید «گل کوند» به مناسبت دهه فجر

فرا رسيدان دهه مبارک فجر كه دهه پر بركتي است كه روز ورود ابر مرد تاريخ الگوی زمان حسين زمان قلب تپنده امت نور ديده تمامی رزمندگان مايه افتخار ايرانيان مايه ذلت ابر قدرتها خوار چشم منافقان و توده ای ها مايه خير و بركت درهم كوبنده مستكبران حامي مستضعفان اسوه تقوی و عدالت،

سیره و روش شهدا را در سرلوحه کار خود قرار می داد

علامعلی ابوالفضلی شانزده ساله بود که برای نجات دین و کشور خود به جبهه ها شتافت تا از یکان نظام و دین خود حراست کند. اما متاسفانه چند سال بعد غلامعلی ابوالفضلی در باز پس گیری شهر فاو به شهادت رسید.
مروری بر زندگی امدادگر جبهه/ شهید «حسینی»

مروری بر زندگی امدادگر جبهه/ شهید «حسینی»

در سال 1358 ازدواج نمود و پس از یک سال صاحب فرزند دختری به نام سحر شد. در سال 1361فرزند دومش به نام سید صابر به دنیا آمد وی در اواخر سال 1361 برای امدادگری در جمعیت هلال احمر فیروزکوه ثبت نام نمود و بعد از طی دوره آموزشی و پس از دو ماه خدمت در کردستان به دست مزدوران آمریکایی دموکرات و کومله شربت شهادت را نوشید
ما در محضر خداوند هستیم چشم و زبانمان الهی باشد

ما در محضر خداوند هستیم چشم و زبانمان الهی باشد

شهید حمید کاشانی در سال 1345 در یک خانواده مذهبی و متوسط کارگری دیده به جهان گشود، وی از کودکی شور و شوق عجیبی از اسلام در دل داشت. همیشه با پدرش در مجالس اسلامی شرکت می نمود و هر جا که مجلسی با یاد حسین (ع) بر پا می گردید در آن عاشقانه شرکت می کرد، وی در سال 57 پدرش را از دست داده درست زمانی بود که انقلاب اسلامی به اوج خود رسیده بود.