زندگی‌نامه شهید «سعید اسدی عادل‌آبادی»

زندگی‌نامه شهید «سعید اسدی عادل‌آبادی»

نوید شاهد استان هرمزگان زندگی‌نامه شهید والامقام «سعید اسدی عادل‌آبادی» را برای علاقمندان منتشر می‌کند.
روایت مادر شهید «سعید آذربادگان» از پسری که راه پاسداری را انتخاب کرد
خاطرات شفاهی؛

روایت مادر شهید «سعید آذربادگان» از پسری که راه پاسداری را انتخاب کرد

مادر شهید «سعید آذربادگان» چنین روایت می‌کند: سنش که کم بود، حواسش جمع بود و درسش را به‌ خوبی می‌خواند. بزرگ‌تر که شد و وارد دبیرستان شد، مرتب ورزش می‌کرد. کنکور داد و در رشته کشاورزی دانشگاه ملی قبول شد. بعد از مدتی آمد پیش من و گفت به این رشته علاقه ندارم و می‌خواهم پاسدار شوم و وارد نظام شوم. قبل از شهادتش به تهران رفته بود و در کنار سردار شهید امیرعلی حاجی‌زاده به شهادت رسیدند. بعد از اینکه پیکرش را آوردند، نشانم ندادند و گفتند؛ مادر، شما نگاه نکن و همان چهره قدیم شهید که آخرین بار از تو جدا شد را یادت باشد.
مامان، چقدر غذات مزه بهشت می‌ده
خاطره‌‌ای از شهید «میکائیل میردورقی»

مامان، چقدر غذات مزه بهشت می‌ده

مادر شهید تعریف می‌کند: پسرم در آن شب آخر، نشانه‌های زیادی برای آمادگی این شهادتش داشت. آن شب، سر سفره شام، وقتی چند قاشق غذا خورد، یک‌ دفعه گفت؛ «مامان، چقدر غذات مزه بهشت می‌ده!» تعجب کردم. تا آن شب از این حرف‌ها نمی‌زد. این هم یک نشانه بود.
مردم شهیدپرور ایران، امام را تنها نگذارید و راه شهدا را ادامه دهید
وصیت‌نامه شهید «محمد مریدی»

مردم شهیدپرور ایران، امام را تنها نگذارید و راه شهدا را ادامه دهید

شهید «محمد مریدی» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: پیامم به مردم شهیدپرور ایران این است که امام را تنها نگذارند و راه شهدا را ادامه دهند و جبهه‌ها را خالی نگذارند.
گفت می‌روم و دیگر برنمی‌گردم؛ آخرین حرف‌های شهید پیش از رفتن
خاطره‌‌ای از شهید «اسحاق بیلفت»

گفت می‌روم و دیگر برنمی‌گردم؛ آخرین حرف‌های شهید پیش از رفتن

برادر شهید تعریف می‌کند: آخرین باری که به مرخصی آمد، برای شرکت در مراسم تشییع یکی از دوستانش بود؛ دوستی که او هم سرباز بود و در یک حادثه تصادف جانش را از دست داده بود. برای همین به خانه آمد و حدود ۲۰ روز پیش ما ماند. در این مدت، حرف‌هایی می‌زد که آن زمان شاید معنایش را نمی‌فهمیدیم. به فامیل و دوستان گفته بود که می‌رود و دیگر برنمی‌گردد.
زندگی‌نامه شهید «رمضان زرگری»

زندگی‌نامه شهید «رمضان زرگری»

نوید شاهد استان هرمزگان زندگی‌نامه شهید والامقام «رمضان زرگری» را برای علاقمندان منتشر می‌کند.
چهار بار راهی جبهه شدم؛ روایت جانباز از سال‌های حضور در جبهه
خاطرات شفاهی؛

چهار بار راهی جبهه شدم؛ روایت جانباز از سال‌های حضور در جبهه

جانباز سرافراز «مصطفی عربی» درباره نحوه حضورش در جبهه چنین روایت می‌کند: نخستین بار در سال ۱۳۶۴ به منطقه پدافندی شلمچه اعزام شدم. پس از آن، در عملیات کربلای یک و آزادسازی مهران نیز حضور داشتم. بار سوم، به دلیل مجروحیتم، از طریق بسیج به جبهه اعزام نشدم و از طریق جهاد وارد جبهه شدم. بار چهارم نیز از طریق ناو تیپ کوثر به جبهه اعزام شدم و از همان‌جا به استخدام سپاه درآمدم.
یار و یاور امام باشید و با پدر و مادر مهربان و باعاطفه رفتار کنید
وصیت‌نامه شهید «عباس قطارانی‌نژاد شب تار»

یار و یاور امام باشید و با پدر و مادر مهربان و باعاطفه رفتار کنید

شهید «عباس قطارانی‌نژاد شب تار» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: دوستان من، نماز را هرگز فراموش نکنید. یار و یاور امام باشید و با پدر و مادر خود مهربان و با عاطفه باشید تا خداوند متعال از شما راضی و خشنود باشد.
تصاویر به یادگار مانده از شهید «عباس قطارانی‌نژاد شب تار»

تصاویر به یادگار مانده از شهید «عباس قطارانی‌نژاد شب تار»

پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان هرمزگان تصاویر به یادگار مانده از شهید «عباس قطارانی‌نژاد شب تار» را برای علاقه‌مندان منتشر کرد.
روایت جانباز از مجروحیت با خمپاره تا بازگشت به جبهه
خاطرات شفاهی؛

روایت جانباز از مجروحیت با خمپاره تا بازگشت به جبهه

جانباز سرافراز «اسلام بهادری» درباره نحوه مجروحیتش در جبهه چنین روایت می‌کند: به عنوان سرباز ژاندارمری در پاسگاه مرزی واقع در منطقه اندیمشک خدمت می‌کردم. بر اثر اصابت خمپاره تانک، موج انفجار من را گرفت و ترکش نیز به صورت سطحی به بدنم اصابت کرد. پس از مجروح شدن، برای مداوا به بیمارستان منتقل شدم و پس از بهبودی، دوباره عازم جبهه شدم.
بعدی 2 3 4 5 قبلی