شهید علی خاقانی
وصیتم به فرزندانم؛
ای نور چشمانم:
لاجرم زندگی به پایان می رسد. ولی چگونه؟ علتهای گوناگونی وجود دارد ولی مرگ یکی است. یا انسان بر روی تخت خواب می میرد و یا در سانحه ای همچو تصادفی با اتومبیل و یا افتادن از بلندی و یا غرق شدن و یا هرگونه درگیری و یا قتل خطا و یا هر علتی که باشد. فرزندانم نتیجه یکی است و آن از دست دادن زندگی و رها کردن همه چیز و رفتن به سوی پروردگار بزرگ و توانا آن هم به اندازه ای که می بایست با وی روبرو شد. اکثر مردم از مرگ هراس دارند و این واقعیت امر نیست بلمه ترس مردم پس از مرگ است نه از خود مرگ. زیرا قبض روح دقیقه ای بیش نیست یا شاید کمتر از آن و این امر بر هر انسان نهاده شده و یا اختیاری در مرگ یا ماندن برای انسان وجود ندارد اگر باقی بماند حتما خواهد مرد. پس اگر این واقعیت را شناخته باشیم بر ماست تا پایان خوبی را برگزینیم تا مشکلاتی که پس از مرگ منتظر انسان است، رفع کنیم. و چیزی آماده و یافتنی برای همه این شروط وجود ندارد مگر با جهاد در راه خدای "سبحانه و تعالی" . در این صورت است که مرگ همراه شرف و عزت خواهد بود. زیرا انسان است که به مرگ می شتابد. امتیازاتی وجود دارد که خدای عزوجل به شهید عطا فرموده که به جز وی به کسی نداده است و از آن جمله بخشش گناهان و شفاعت و ورود بهشت بدون حسابرسی و برخورداری وی از کاخ ها و جایی والا در بهشت و بخشش گروهی از آتشیان و اهل دوزخ و بلندمرتبگی برخی از مردمانی است که شهید می خواهد آنها از آن برخوردار باشند و این برخی از امتیازاتی است که خدای سبحان به شهید عطا فرموده است.