گفتگو با جانباز هفتاد درصد؛
دوشنبه, ۰۵ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۰۰:۰۲
نوید شاهد _ علی صنوبریان در گفت‌وگو با خبرنگار نوید شاهد قم، دررابطه با اربعین و راه آزاد سازی قدس این چنین گفت: اين روزها كه بزرگ‌ترين اجتماع بشري از به هم پيوستن رودهاي خروشان از جهات مختلف و در بستري از همدلي، ايثار و انسانيت راهي كربلا هستند، در حال تشكيل شدن است، راهبرد به‌يادماندني امام خميني (ره) كه فرمود اگر هر مسلمان يك سطل آب بريزد، اسرائيل را آب مي‌برد، بهتر قابل‌درك است و مي‌شود به اين مهم رسيد كه «راه قدس همچنان از كربلا مي‌گذرد.» در ادامه خاطرات این جانباز 70 درصد را می خوانید.

به گزارش نوید شاهد استان قم، در گرامیداشت هفته دفاع مقدس و دوران آزادی و آزادگی ملت غیور و شهیدپرور ایران، نوید شاهد قم پای خاطرات یکی از رزمندگان و یاوران خمینی «ره» و یکی از جانبازان زجر کشیده از قطع اعضای بدنش، نشسته تا برای ما خاطرات دوران دفاع مقدس را بازگو کند.

علی صنوبریان متولد 1344/02/27 در شهر قم است. وی جانباز سرافراز هفتاد درصد در عملیات خیبر است.

این عملیات یک هفته بعد از عملیات خیبر در سال ۱۳۶۲ به عنوان پاک سازی عملیات خیبر، در منطقه طلائیه و جزیره مجنون رخ داد. زمانی که گردان سیدالشهدا به سختی افتاده بود، او و همرزمانش به کمک رسانی اعزام شدند و در همان منطقه طلاییه پای چپ و مچ پای راست و چند انگشت از دستانش را به ودیعه گذاشت و تا ابد ویلچر نشین شد؛ او جانباز اعصاب و روان شد که خیبر شکست نخورد، تا رزمندگان طعم آزادی و آزادگی را پس از این عملیات غرور آفرین بچشند.

راه قدس، همچنان از کربلا می گذرد

رضایت مادر

وی گفت: من از نعمت پدر محروم بودم و فرزندی بودم که همیشه دنبال کار بودم. شاگرد کفاشی بودم و درآمد بالایی داشتم؛ اما از پول و کار گذشتم و رفتم. از سال ۶۱ تا ۶۳ مادرم را سه مرتبه راضی کردم که به جبهه بروم و او هم به راحتی و بدون مخالفت موافقت کرد و راهی شدم. آن زمان مجرد بودم و از طرف پایگاه محله چهارمردان «گذر جدا» اعزام شدم.

خاطرات تلخ و شیرین

حاج علی صنوبریان با لهجه شیرین قمی اش از خاطرات تلخ و شیرین آن دوران گفت: خیلی زود سپری شد. گاهی اوقات که در خلوت و تنهایی خودم آن روزهای فراموش نشدنی را تصور می کنم، گویا چند روزی گذشته است؛ روزهای خوشی داشتم، روزهایی که با دوستانم در بسیج محله با شوق و اشتیاق ثبت‌نام می‌کردیم و اعزام می شدیم.

در عملیات خیبر، نبرد سنگینی توسط فرماندهان ایران علی الخصوص حاج ابراهیم همت به وقوع پیوست و مواضع عراق در طلاییه فرو ریخت. از طلائیه روزهای سختی را به یاد دارم؛ جنگاورانی که با دستهای خالی به نبرد با دشمن شتافتند و دریغ نکردند؛ اما تلخی آن روزها این بود که دوستانم در همان عملیات در مقابلم پرپر شدند. از دوستان فرمانده‌اش که از قم اعزام شده بودند، سید ابراهیم جنابان، مصطفی کلهر، حاج احمد شهامی، ناصر شهریاری، را نام برد که به شهادت رسیده اند.

او از شهید محمود کمالی که با یکدیگر همانند برادر بودند گفت: محمود در حین عملیات کنار من مجروح شد و بعدها به شهادت رسید و برای من فقط خاطراتش را به جا گذاشت؛ اما اشک هایم!...  تا می توانم آنها را در خفایم خلاصه می کنم.
حاج علی از مظلومیت مهدی حاج موسایی که آرایشگری کم سن و سال بود تعریف کرد که با یک ترکش کوچک مظلومانه به شهادت رسید. در ادامه با آهی سوزناک گفت: از چه بگویم؟ از قطع دست ها! از قطع سرها و پاهایشان؟! ازچه بگویم؟...
به راستی که حاج علی نمی توانست از تلخی حال و هوای طلائیه، خاطراتش را بازگو کند.

راه قدس، همچنان از کربلا می گذرد

علی صنوبریان در گفت‌وگو با خبرنگار نوید شاهد قم، در پاسخ به این سوال که وقتی ندای راه قدس از کربلا میگذرد را سر می دادید آیا این جمله را با اعتقاد قلبی بر زبان می آوردید یا فقط یک شعار بود؟ وی پاسخ داد: اهمیت والای قدس بر هیچ مسلمان آگاه موحد و انقلابی پوشیده نیست؛ همه ما آنقدر تابع ولایت فقیه بودیم که هرچه امام «ره» می‌فرمود بدون هیچ چون و چرایی قبول می کردیم. امروز هر چه میگذرد به این جمله از امام که فرمود راه قدس از کربلا میگذرد بیشتر پی می برم؛ به این که کربلا درس آزادگی و آزادخواهی، عدالت طلبی، ظلم ستیزی را به ما می آموزد، پی می برم که ظلم و جور پایدار نخواهد ماند؛ به شرط آنکه به همین جمله امام ایمان داشته باشیم.

اين روزها كه بزرگ‌ترين اجتماع بشري از به هم پيوستن رودهاي خروشان از جهات مختلف و در بستري از همدلي، ايثار و انسانيت راهي كربلا هستند، در حال تشكيل شدن است، راهبرد به‌يادماندني امام خميني (ره) كه فرمود اگر هر مسلمان يك سطل آب بريزد، اسرائيل را آب مي‌برد، بهتر قابل‌درك است، مي‌شود به اين مهم رسيد كه «راه قدس همچنان از كربلا مي‌گذرد.» ان شا الله آزادی قدس و پایان ظلم.

به ولایت فقیه پای بندم

پشتیبان ولایت فقیه زمان بودم و هم اکنون بر همان ایده پای بندم. خدا را سپاس با این شرایط موجود هیچ پشیمانی از هوای نفس بر من غلبه نکرده است، که امروز خدای ناکرده اگر دفاع مقدس تکرار شود، نخواهم به دفاع از دین و ناموسم بروم. امروز نه تنها با این وضعیت جسمانی به جبهه‌های نبرد خواهم شتافت، بلکه همراه فرزندانم خواهم رفت.

همسر و روزهای طاقت فرسا 

در این گفتگو همسر حاج علی حضور داشت و از او پرسیدم جواب شما به اینکه بعضی مردم می گویند چرا جانبازها حقوق کلان می گیرند چیست؟ وی پاسخ داد: از کسانی که اینگونه می گویند می خواهم فقط چند دقیقه خودشان را جای ما بگذارند. آیا توان چشیدن طعم روزهایی که پدر خانه، تشنج می کند را دارند؟ آیا تحمل دردهای روزهایی که داروهای پدر نایاب می‌شود را دارند؟ جواب بهانه های فرزندان که چرا پدر این گونه است را چه می دهند؟ و تحمل روزهایی که...

صمیمیت با همسر

حاج علی جانباز عملیات خیبر راجع به رابطه اش با همسر خود این چنین می گوید: رابطه ام با همسرم بسیار صمیمی است. در خود نمی بینم که کاری را بتوانم بدون حضورش انجام دهم. عشق و علاقه در چشمانشان موج می زد و این را هر دو بازگو کردند.

ایثارگران واقعی، همسران ایثارگران هستند

همسر حاج علی افزود: مردم می گفتند همسر جانباز نشوم؛ اما اعتقادم بر این بود که ایثارگری فقط جنگیدن زیر انفجار خمپاره ها نیست؛ بلکه به دوش کشیدن سختی های زندگی یک جانباز، مصداق بارز صبر و فداکاری است و می شود که من هم یک ایثارگر باشم. او اوج محبت را در وصف شوق و علاقه‌ای که به حاج علی داشت در این جمله به پایان رساند؛ «اگر هر دو دستانش هم قطع شده بود، باز هم زندگی ام را دوست داشتم.»

حجاب و خون شهدا

کلام آخر را حاج علی صنوبریان اینگونه خطاب کرد: نصیحتی دارم به نسل جوان؛ به پسرها و دخترهای گلم که عفاف را رعایت کنید.
مبادا روزی با رعایت نکردن حجاب، خون شهدا را پایمال کنید. این را می گویم چون می‌دانم که شهدا از بی‌حجابی شما راضی نیستند.

 

گفتگو از محمدرضا عباسی/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده