نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

اخبار فرهنگی
شهادت میراث اهل بیت(ع) است
نوید شاهد _ فرمانده انتظامی استان قم به همراه مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم در دیدار با خانواده معظم شهدا و ایثارگران گفت: شهادت میراث اهل بیت (ع) است، اوج ایثار و بالاترین درجات که مزد جهاد فی سبیل الله است.
معرفی کتاب/ «فصل گل یخ»
نوید شاهد_ کتاب فصل گل یخ در برگیرنده روایت زندگی و خاطرات، از حماسه دلاوری «استاد شهید کامران نجات اللهی» است که از جمهوری اسلامی آزادانه مقاوت کرده است. در ادامه قسمت هایی از متن کتاب را می خوانید.
آرشیو

اسلام راستین، فقط در ایران مطرح می شود

نوید شاهد_ شهید کریم پور احمدی در وصیتنامه اش نوشته است: بدانید که ایران اسلامی تنها کشوری است که اسلام راستین را مطرح میکند و در مقابل همه جهانخواران و ایادی آنها ایستاده است.
شهادت شیرین تر از عسل

شهادت شیرین تر از عسل

نوید شاهد - شهید محمد حسین مومنی در وصیتنامه اش نوشته است: عزیزان من باور کنید که شهادت از عسل شیرین تر است، اگر در بطن کلمه شهادت بروید متوجه خواهید شد که چقدر کشته شدن در راه خدا شیرین است.
گفت و گوی معنوی شهید محمدبخت با مادرش

گفت و گوی معنوی شهید محمدبخت با مادرش

نوید شاهد _ در کتاب سبز قامتان، در بخشی از وصیت نامه شهید محمد بخت این چنین آمده است: مادرم بدان اگر بر دوری من صبر داشته باشی به خدا نزدیک تری. مادر! من واقعا در اینجا خدا را حس می کنم و یکی از خاطرات شیرینم را برایت می نویسم و از شما تقاضا می کنم که همیشه برایم شهادت را طلب کنی تا بیشتر از این به خدا نزدیک شوم. در ادامه زندگی نامه و وصیت نامه این شهید والامقام را می خوانید.
شهید «کاوندی» هنگام کار در مزرعه، از عبادت الهی غافل نمی شد

شهید «کاوندی» هنگام کار در مزرعه، از عبادت الهی غافل نمی شد

نوید شاهد _ در زندگی نامه شهید مصطفی کاوندی می خوانید: روزی به خانه آمد و گفت اثاثیه را جمع کنیم که باید یک ساعت دیگر به طرف پل دشت راه بیفتم؛ گفتم: با فکر و تامل قبول کن در طول یک ساعت چگونه می توانیم برویم؟ من روز اول که این لباس را پوشیدم قسم خوردم که به مردم خدمت کنم برای من فرقی نمی‌کند اینجا باشم یا جای دیگر.
برای انجام ماموریت در دورترین مناطق پیشقدم بود

برای انجام ماموریت در دورترین مناطق پیشقدم بود

نوید شاهد_ در زندگی نامه شهید بهرامعلی صالح می خوانید: روزی به خانه آمد و گفت اثاثیه را جمع کنیم که باید یک ساعت دیگر به طرف پل دشت راه بیفتم؛ گفتم: با فکر و تامل قبول کن در طول یک ساعت چگونه می توانیم برویم؟ من روز اول که این لباس را پوشیدم قسم خوردم که به مردم خدمت کنم برای من فرقی نمی‌کند اینجا باشم یا جای دیگر.