«برادر شهیدم من را دوست داشت. وقتی کار میکرد پولهای خردی که در جیبش سنگینی میکرد به من میداد و برایم دفتر و مداد میخرید ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات شهید «رضا اسمعیلی» است که تقدیم حضورتان میشود.
«وقتی ۴۱۶ جهنده آمریکایی منفجر شد. ۷۰ سانت شهید آقاجانی به بالا پرتاب شد. لحظه خیلی عجیبی بود، زود پر کشید، رفت و بر روحی بچههایی که آنجا بودند تأثیر گذاشت ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات جانباز ۷۰ درصد «علی ملکمحمدی» است که تقدیم حضورتان میشود.
«یک لحظه چشمم حالت سفیدی زد مثل یک مه و ابر بود. من برای اولین بار بعد از چند ماه نور مهتابی را دیدم. یک چشمم بیناییاش آنجا به دست آمد ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات جانباز ۷۰ درصد«علی ملکمحمدی» است که تقدیم حضورتان میشود.
شهید «ابوترابیفرد» زمانی که عناصر سازمان مجاهدین خلق قصد ناامنی در شهر را داشتند، خلع سلاح کرد. نظارهگر قسمتی از این فیلم مصاحبه با برادر شهید حجتالاسلاموالمسلمین «سید علیاکبر ابوترابیفرد» باشید.
شهید «ابوترابی» پس از قبول مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی استان قزوین با برخورد پدرانه و روحیه آرام، اختلاف سخت و طولانی دو روستا را با زبان آرامش برطرف کرد. نظارهگر قسمتی از این فیلم مصاحبه باشید.
شهید «ابوترابیفرد» پس از کسب اجازه از پدر و مادر کنار شهید «چمران» در ستاد جنگهای نامنظم نقش موثری در سازماندهی نیروهای مردمی ایفا کرد. نظارهگر قسمتی از این فیلم مصاحبه باشید.
به روایت همراهان سید آزادگان شهید حجتالاسلاموالمسلمین «سید علیاکبر ابوترابیفرد»، این شهید بزرگوار هیچگاه خود را معرفی نمیکرد و در برابر طعنههای دیگران، با سکوت جواب میداد؛ سکوتی که نه از ترس، بلکه از فروتنی مردی برمیخاست که آزادگی را در گمنامی جستوجو میکرد. نظارهگر قسمتی از این فیلم مصاحبه باشید.
در آستانه شهادت«محمد درویشی» در وصیتنامه این شهید بزرگوار میخوانیم:«هميشه حامى اسلام باشید كه تنها راه رستگارى انسانها فقط در عمل به فرايض مقدس اسلام و قرآن مجيد نهفته است ...»
در قسمتی از کتاب «هوشنگ» که مجموعه خاطرات جانباز سرافراز «عمران ثقفی» است، میخوانید: «جنگ که تحمیل شد، عمران و بسیاری از یاران و همراهانش بیانات امام خمینی(ره) را آویزه گوش قرار داده و همه چیز را رها ساختند تا دل امام را شاد و دشمن را زمینگیر کنند و استقلال و شکوه ایران اسلامی را پاسدار باشند ...»
برادر شهید «سید علیاکبر ابوترابیفرد»، طی مصاحبهای به روایت شنیدنی از همت این شهید بزرگوار در لو نرفتن اسناد کمکهای مردمی به امام خمینی (ره) و مبارزات و لو رفتن اعلامیههای امام خمینی(ره) توسط ساواک پرداخته، که شما را به تماشای این فیلم مصاحبه دعوت میکنیم.
همزمان با سالروز شهادت «محمود نوری» در دستنوشته بهجا مانده از این شهید بزرگوار میخوانیم: «شما اى خواهرانم! مانند زینب(س) باشید. حجابتان را حفظ کرده تا این مشتى بر دهان یاوهگویان و کافران از خدا بىخبر باشد ...»
«وقتی قدرتاله چگینی را ترور کردند، توسط خود منافقین در شهر خبر پیچید که نفر بعدی احمدعلی طاهرخانی است. من دلم مثل سیر و سرکه میجوشید و هر بار که ایشان میرفت. بیرون، نگران بودم که آیا دوباره او را میبینم یا نه؟! ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات جانباز شهید «احمدعلی طاهرخانی» است که تقدیم حضورتان میشود.